ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
161
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
[ فلاسفه ] پنداشتهاند كه ستارگان از جنس آتشاند و همواره در حال بالا رفتن هستند ، البته بالا رفتن آنان در عالم خودشان ، يعنى در جهان آتش است . گروه ديگرى تصوّر كردهاند كه جنس فلك سرد است و از همينرو مىتواند در برابر گرمى خورشيد و ستارگان ايستادگى كند . دستهء سوم گمان كردهاند كه ستارگان جرم گداختهاى هستند كه نورشان بازتاب انتشار پرتو خورشيد است كه در اين اجسام جمع مىشود . گروه چهارم پنداشتهاند كه ستارگان ، جايگاههايى در فلكاند كه انوارى را كه از اهل زمين ساطع شده و بالا مىرود ، دريافت مىكنند . آنان همين سخن را دربارهء خورشيد و ماه نيز گفتهاند . دوگانهپرستان معتقدند : ستارگان ، شياطينى هستند كه زير سقف فلك به بند كشيده شدهاند . و ديگران اظهار داشتهاند كه ستارگان [ اجسامى ] تركيب يافته از عناصر مختلفاند . اما منجّمان ستارهها را به چهار دستهء آتشين ، هوايى ، آبى و خاكى تقسيم كردهاند . دستهاى ستارگان را چسبيدهء به فلك دانستهاند و گروهى آنها را ميان زمين و فلك آويزان انگاشتهاند . 184 . [ فلاسفه همچنين ] پنداشتهاند كه فلك و ستارگان داراى روحى هستند كه امورشان را تدبير مىكند و حركت ستارگان را به اين دليل كه باهم متفاوت است ، اختيارى دانسته و اظهار داشتهاند كه اگر اين حركات ، طبيعى [ غير اختيارى ] بود ، بايد يكسان مىبود ؛ زيرا ذات ستارگان باهم متفاوت نيست . عبد اللّه مىگويد : حتى اگر حركت ستارگان اختيارى هم بود ، باز هم مىبايست حركاتشان يكسان باشد ؛ زيرا نفوس آنها باهم متفاوت نيست ؛ چرا كه به عقيدهء آنان حركات موجودات داراى روح ، تنها در صورتى باهم متفاوت است كه اجسام پذيرندهء آن روحها با يكديگر يكسان نباشند . برخى ديگر معتقدند روح در وجود ستارگان وقتى قوام مىيابد كه تركيب عناصر چهارگانه در آنها به تناسب صورت گرفته باشد ، در حالىكه مدّعيان جاندار بودن ستارگان ، معتقد نيستند كه ستارگان از عناصر تركيب شده باشند ؛ پس اين نظريّه باطل است . و اگر در ستارگان عناصرى وجود داشت كه از آنها تركيب